این روزها در دنیای رقابت های حرفه ای، با پدیدهای مواجه هستیم بهنام «ترش تاکینگ». همان رجزخوانی ها، شاخ و شانه کشیدن ها و بعضا توهین هایی که قبل از یک رقابت، طرفین نسبت به هم انجام می دهند. همان رفتاری که «کانر مک گرگور» از سلاطین آن محسوب می شود. میگویم پدیده، چون قبل از اینکه رقابت هایی مثل UFC به یک صنعت پولساز تبدیل و جنبه های سرگرم کننده در آن به یک اصل تبدیل شود، در رقابت های رزمی چنین رفتاری مرسوم و مطلوب نبود.
پیشتر، تصور عمومی از این شاخ و شانه کشیدن و دست به یخه شدن ها، خشم مبارز بود. و این «خشم» و «پرخاشگری» به دو دلیل جایگاه قابل دفاعی در رقابت های رزمی نداشت. نخست به لحاظ اخلاقی؛ هنرهای رزمی بر مبنای احترام بنا شده بودند و صحنه رایج در رقابت های رزمی احترام دو حریف نسبت به هم بود. دوم، تاثیر ثانویه تمرینات رزمی بود که قاعدتا باید یکی از نتایج آن کسب توانایی کنترل خشم می بود. تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده بود، نشان میداد تمرین طولانی مدت هنرهای رزمی میتواند کنترل خشم را افزایش و پرخاشگری را کاهش دهد. در واقع رزمی کاران باتجربه، عموما سطح پرخاشگری پایینتر یا کنترل شده تری دارند.
اما امروز ما در رقابتهای حرفهای مثل UFC عمدتا با بخش تکنیکی هنرهای رزمی طرف هستیم. ضمنا میدانیم که دیگر بسیاری از این رفتارها، نه ناشی از خشم ناگهانی، که کاملا آگاهانه و با تصمیم قبلی توسط مبارزین صورت میگیرند.
با این اوصاف، بد نیست بررسی کنیم که آیا واقعا این ترش تاک ها فایده و تاثیر مثبتی هم برای مبارزین دارد؟ ترش تاکینگ شاید از گذشته نیز به شکل رجزخوانی در جنگها وجود داشته و هدف آنهم ایجاد رعب و وحشت و درنهایت درهم شکستن روحیه طرف مقابل بوده. اما آیا امروز هم در عرصه ورزش همان کارکرد را دارد؟
پژوهشهای دانشگاهی، به ویژه مطالعهای که توسط محققان دانشگاه نیویورک انجام شده، نشان میدهد که ترشتاک یک ابزار روانی پیچیده است. در شکل مثبت و کنترل شده، ترشتاک میتواند به عنوان یک سوخت روانی (و نه تضمین کننده پیروزی) عمل کند. اما به شدت پتانسیل آن را دارد که به ضد خودش هم تبدیل شود.
انواع ترشتاک:
تحقیقات دانشگاهی، ترشتاک را به انواع مختلفی تقسیم میکنند، مثلاً «تحقیر حریف» (مانند سبک کانر مکگرگور) در مقابل «خودبزرگبینی» (مانند سبک راندا روزی). تأثیر هر کدام از اینها میتواند کاملاً متفاوت باشد. برخی مطالعات نشان داده وقتی یک ورزشکار از ترشتاک استفاده میکند، در واقع «قواعد» نانوشتهای را میپذیرد که اگر از آن عبور کند (مثلاً توهین به خانواده)، نتیجه روانی آن به احتمال زیاد برعکس خواهد شد. دو تا از مهمترین نتایج ناخواستهای که ممکن است از ترشتاک حاصل شود اینها هستند:
- افزایش انگیزه حریف:
یکی از یافتههای کلیدی این است که ترشتاک لزوماً حریف را تضعیف نمیکند، بلکه اغلب انگیزه او را به شدت افزایش میدهد. ورزشکاری که مورد ترشتاک قرار میگیرد، ممکن است به جای تضعیف روحیه، مصممتر شود تا رقیب خود را شکست دهد. این دقیقا همان دلیلی است که بسیاری از شکستهای معروف در تاریخ MMA مثل شکست کانر مکگرگور از نیت دیاز یا راندا روزی از هالی هولم بسیار برجسته میشوند؛ زیرا ترشتاک سنگین قبل از مبارزه، نتیجه شکست را دراماتیکتر میکند .
- خطر رفتار غیرقانونی:
این افزایش انگیزه طرف مقابل، میتواند جنبه منفی هم داشته باشد. تحقیقات نشان داده ورزشکاری که هدف ترشتاک قرار گرفته، ممکن است برای پیروزی، ناخودآگاه توجیهی برای زیر پا گذاشتن قوانین پیدا کند. چرا که تمرکزش از اجرای درست بازی یا مبارزه ی منصفانه به «تلافی کردن» تغییر میکند .شاید بتوان برای نمونه به مبارزه بین کانر و حبیب اشاره کرد، نه در خود مبارزه، ولی پس از آن، رفتاری از حبیب سر زد که توقع نمیرفت.
حالا که میدانیم ترشتاک احتمالا ممکن است به ضرر خود مبارز تمام شود، پس چرا همچنان توسط تعداد قابل توجهی از مبارزان انجام میشود و حتی گسترش هم پیدا کرده؟
تأثیر بر تماشاگران و طرفداران
تاثیر ترشتاکینگ فقط بر روی مبارزان نیست، بر روی بینندگان و طرفداران هم تاثیر میگذارد.
یک پژوهش جالب که روی ۵۱۶ کنفرانس خبری UFC انجام شد، نشان داد که ترشتاک (مخصوصاً استفاده از کلمات منفی) مستقیما میزان فروش مسابقات (Pay-Per-View) و تعامل هواداران در شبکههای اجتماعی را افزایش میدهد. بنابراین، حتی اگر ترشتاک تضمینی برای برد نباشد که نیست، متاسفانه ابزاری قدرتمند برای موفقیت تجاری است.
خلاصه ماجرا اینکه؛ علم نشان میدهد که ترشتاک یک شمشیر دو لبه است؛ میتواند به حریف انگیزه انتقام بدهد و خطر شکست پر سروصدا را افزایش دهد. درواقع کسی که ترش تاک می کند، ممکن است ناخواسته باعث شود حریفش بیشتر تلاش کند و بهتر مبارزه کند. اما همزمان، ترشتاک ابزاری قدرتمند برای فروش بیشتر مبارزه و کسب درآمد بیشتر هم محسوب میشود.


