طبق نظرسنجی «رویترز»، تنها 16 درصد مردم آمریکا با برگزاری این رویداد در کاخ سفید موافق بودند و 47 درصد نظر مثبتی به این کار نداشتند. جالب اینکه طبق این نظرسنجی، حتی در بین طرفداران حزب آقای ترامپ، یعنی جمهوری خواهان هم فقط 31 درصد این کار را اقدامی مناسب می دانستند.
و حالا سوال اینجاست؛ واقعا هدف از برگزاری این رویداد در کاخ سفید چه بود؟ جواب ساده این است که بگوییم ادای دینی بود بین دو رفیق قدیمی نسبت به هم. ترامپی که در روزگار ناخوشایند UFC از آنها حمایت کرده بود، و دانا وایتی که در رقابتهای انتخاباتی گذشته برای ترامپ سنگ تمام گذاشت.
اما بسیار بعید است که قضیه به همین سادگی باشد و دو طرف به دنبال اهداف بلندمدتی از این همکاری نبوده باشند. در این مقاله می خواهیم از دید منتقدان به دلایل احتمالی دو سوی این ماجرا از برگزاری این رویداد نگاه کنیم.
منافع و دلایل احتمالی ترامپ
1- هدفگیری جمعیت مردان جوان؛ پایگاه اجتماعی حزب حاکم
باوری وجود دارد که حداقل طیفی از طرفداران ترامپ، گرایش های مردسالارانه و ناسیونالیستی افراطی دارند. گزارشهایی هم از قبل وجود دارد که چنین افرادی معمولا جذب رشته های ورزشی و رقابتهایی می شوند که از نظرشان خشن و مردانه باشد. طبیعتا ترامپ و مشاورانش به خوبی میدانستند که بخش قابل توجهی از این مردان جوان مخاطبان UFC هم هستند. برگزاری این رویداد به او امکان داد تا مستقیماً با این جمعیت که معمولا در انتخابات میاندورهای کمتر مشارکت میکنند، ارتباط برقرار کند. به گفته ی یکی از استراتژیست های جمهوریخواه، «مخاطبان UFC، همان مخاطبانی هستند که رئیسجمهور برای موفقیت حزب در انتخابات میان دوره ای به آنها نیاز دارد». برگزاری این رویداد به بهانه ی روز استقلال که یک روز ملی است، آنهم بدون حضور مبارزان زن و به شکلی کاملا مردانه، این باور را بیشتر تقویت می کند.
2- پول، پول و پول!
فراتر از تحلیلهای انتخاباتی، بحث منافع اقتصادی پررنگ ترین انتقادی است که به برگزاری این رویداد در کاخ سفید وارد شده است. منتقدان، این کار را به نوعی استفاده از منابع عمومی و دولتی در راستای منافع شخصی قلمداد می کنند. اگرچه UFC اعلام کرده که هزینه های این رویداد را خودش برعهده دارد، اما قاعدتا بخشی از این هزینه ها مانند تامین امنیت این رویداد و موارد مشابه با دولت بوده است. سابقه ی قبلی ترامپ در سرمایه گذاری در صنعت سرگرمی و حضور شرکت های مرتبط با او در بین اسپانسرهای این رویداد، این باور که پای منافع اقتصادی خانواده ترامپ هم درمیان بوده است را تقویت می کند.
3- انحراف افکار عمومی از بحرانها
همانطور که در ایران خودمان هم گاهی برگزاری یک کنسرت یا دادن مجوز به یک خواننده، از دید برخی از مردم حرکتی در جهت انحراف افکار عمومی از مشکلات تفسیر می شود، در آمریکا هم برخی تحلیلگران معتقدند برگزاری این رویداد در شرایطی که نظرسنجیها از کاهش محبوبیت ترامپ خبر می دادند، و جنگ با ایران نگرانیهای اقتصادی را افزایش داده و برخی از رای دهندگان را ناامید کرده بود، با هدف منحرف کردن افکار عمومی از این بحرانها طراحی شده است.
البته اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، این رویداد از مدتها قبل برنامه ریزی شده بود ولزوما ارتباطی با وقایع اخیر نداشت، اگرچه می تواند چنین کارکردی(انحراف افکار عمومی) هم داشته باشد.
منافع و دلایل احتمالی دانا وایت
1- اوج مشروعیت بخشی به یک برند
در سال ۱۹۹۶، سناتور جان مک کین که ازقضا هم حزبی ترامپ هم بود، UFC را «نبرد خروس جنگی ها» نامید و خواستار ممنوعیت آن در آمریکا شد. از آن روز تا برگزاری مسابقه در چمن جنوبی کاخ سفید، UFC سفری طولانی را طی کرده است. اینکه رقابتی که در آغاز در بسیاری از ایالت ها ممنوع بود، حالا پایش به کاخ سفید باز شود، به خودی خود برای یک برند موفقیتی رویایی است. درواقع این رویداد، بالاترین سطح مشروعیت و نفوذ را به برند UFC اعطا کرد و آن را در کنار لیگهای بزرگی مانند NFLو NBA در آمریکا قرار داد.
2- اهرمی برای قراردادهای تجاری کلان
اگر بپذیریم که ترامپ قبل از آنکه یک فرد سیاسی باشد یک تاجر است، و از آنطرف نگاهی به برخی از میهمانان این رویداد و طیف سرمایه داران نزدیک به او بیندازیم، آنوقت ردپای “crony capitalism” یا «سرمایه داری رفاقتی» یا به نوعی همان رانت بازی خودمان که در آن وفاداری سیاسی به منافع تجاری کلان تبدیل میشود هم نمایان می شود. نزدیک شدن دانا وایت به ترامپ می تواند به معنی ورود به حلقه جمعی از سرمایه داران نزدیک به او، و شانسی بزرگ برای جذب سرمایه بیشتر برای UFC باشد. حتی فارغ از نگاه سیاسی، برگزاری این رویداد در کاخ سفید، نظر بسیاری از سرمایه گذاران که شاید پیش از این حتی نام UFC را هم نشنیده بودند به خود جلب خواهد کرد.
3- نفوذ در سیاستگذاری و تغییر قوانین به نفع خود
این شاید اصلی ترین دلیل UFC و شخص دانا وایت برای نزدیک شدن به ترامپ و حزب سیاسی حاکم باشد. موضوعی که کمتر به آن توجه شده اما احتمالا یکی از اهداف بلندمدت دانا وایت است. همانطور که احتمالا می دانید، گروه TKO، شرکت مادر UFC، با سرمایه گذاری عربستان سعودی و با ایجاد یک ساختار موازی در دنیای بوکس به نام «سازمانهای یکپارچه بوکس» یا UBO ها، عملا وارد دنیای بوکس حرفه ای شده است. در این مدت، یکی از تلاش های مستقیم و غیرمستقیم دانا وایت ایجاد لابی برای تصویب لایحه ی «قانون احیای بوکس آمریکایی محمد علی» بود. لایحه ای که نسبت به قانون موجود قبلی، دست او را برای ایجاد انحصاری مشابه آنچه که در MMA انجام داد در دنیای بوکس باز می کند. این لایحه در فروردین ماه امسال در مجلس نمایندگان تصویب شد، اما همچنان باید از سد مجلس سنا هم گذشته و به امضای رئیس جمهور یعنی ترامپ هم برسد.
اگر این اتفاق بیفتد، دانا وایت میتواند مدل اقتصادی خود در UFC – که منتقدان استثمارگرانه اش میدانند – را به بوکس هم تسری بدهد. و نزدیکی بیسابقه وایت به ترامپ، او را به قدرتمندترین لابیگر ممکن برای این هدف تبدیل می کند.
در نهایت، باید گفت آنچه اتفاق افتاد، رابطه ی بین یک لیگ ورزشی بنام UFC با کاخ سفید یا دولت آمریکا نبود. بلکه یک رابطه شخصی بین دانا وایت و ترامپ بود. رابطه ای که در آن هرکدام به دنبال منفعت و سود خودشان بودند. حالا اینکه این نزدیکی -خصوصا برای UFC به عنوان یک سازمان ورزشی – در آینده به یک امتیاز یا یک سابقه منفی تبدیل خواهد شد یا نه، باید صبر کرد و دید.


