اما وقتی این رقابتها رشد کردند و آهسته آهسته به یک صنعت تبدیل شدند، داستان کاملا عوض شد. مبارزان خیلی زود متوجه شدند که تکیه بر یک سبک و شیوه خاص مبارزه، راه موفقیت در این مسابقات نیست. همین حقیقت باعث شد تا رزمی کارانی که سبک و مهارتشان در استرایکینگ بود به سراغ یادگیری تکنیکهای گراپلینگ بروند و بلعکس. نتیجه اینکه، حداقل در این رقابتها تعصب سبکی رنگ باخت. این پیامد مثبتی بود که حتی مخالفین MMA هم به آن اذعان داشتند.
حالا اما، انگار همان تعصب های سبکی قدیمی با رنگ و بویی جدید دوباره برگشتهاند. این روزها «کدام سبک بهتر و کاربردی تر است؟» جای خودش را به «کدام رشته در مسابقات MMA کاربردی تر است؟!» داده.
در جامعه رزمی خودمان هم مدتی است شاهد این کری خواندن ها هستیم؛ کشتی گیرها می گویند:«ما حرف اول رو توی MMA می زنیم»، بوکسرها پاسخ میدهند: برو جلو بذار باد بیاد! «عمرا هیچ کس حریف بوکسرها نمی شه» و جوجیتسو کارها از آن-طرف ادعا میکنند که: «دعوا نکنید بابا، در MMA هیچ کدوم به پای ما نمی رسین!».
اگر یادتان باشد، در دوران مدرسه «قانون بقای انرژی» را داشتیم که میگفت:« انرژی از بین نمیرود، تنها از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود». حالا انگار باید بپذیریم که «تعصب» هم در دنیای هنرهای رزمی قرار نیست هیچ وقت از بین برود، تنها از شکلی به شکل دیگر تغییر پیدا میکند!


