www.khabarrazmavar.ir

شناسه خبر : ۱۳:۵۴ 1394/02/20

حقوق 5 میلیونی برای تختی کاراته؟! سلیمانی: هیچکدام از ما برای پول به تیم ملی نیامدیم!

بله! در نوشتن میزان حقوق مدیر تیم های ملی کاراته اشتباه نکرده ایم و در تماسی که با یکی از مسئولان ارشد فدراسیون کاراته داشتیم، وی با بیان اینکه از دلایل و کیفیت پرداخت چنین رقمی بی اطلاع بوده و نظر خاصی هم ندارد، تاکید کرد: اساسا نقشی  نیز در این زمینه نداشته است. به […]

بله! در نوشتن میزان حقوق مدیر تیم های ملی کاراته اشتباه نکرده ایم و در تماسی که با یکی از مسئولان ارشد فدراسیون کاراته داشتیم، وی با بیان اینکه از دلایل و کیفیت پرداخت چنین رقمی بی اطلاع بوده و نظر خاصی هم ندارد، تاکید کرد: اساسا نقشی  نیز در این زمینه نداشته است.

به گزارش پایگاه خبری رزم نیوز ، ماه های پایانی سال 1393 در حقیقت روزهای پر التهابی را برای فدراسیون کاراته رقم زده بود. نگاهی به اخبار رسمی  منتشر شده در رسانه ها و شنیده های غیر رسمی بیانگر شرایط بغرنجی بود که به هر دلیل برای فدراسیون پیش آمده بود تا جایی که صحبت از انجام تغییرات گسترده در شاکله مدیریتی این فدراسیون هر روز جدی تر از روز قبل به گوش می رسید. در چنین شرایطی که صحبت از صدور حکم سرپرستی برای گزینه هایی چون مسعود سیدی و سیدعباس احمدپناهی نقل محافل اهالی کاراته بود، پس از بازی های آسیایی، با حکمی از سوی علیرضا سمندر رئیس فدراسیون کاراته، به ناگاه محسن آشوری، دبیر فدراسیون کاراته که با حفظ سمت مسئولیت مدیریت فنی تیم های ملی را نیز بر عهده داشت، از مدیریت فنی تیم های ملی برکنار و محمد آرین خو به عنوان مدیر جدید تیم های ملی در هر دو بخش آقایان و بانوان منصوب شد!

این انتصاب حداقل این حسن را داشت تا اذهان منتقدان را از راس فدراسیون به سطوح پایین تر کشانده و حاشیه امنیتی هر چند موقت را برای سمندر ایجاد کند؛ حاشیه امنیتی که مساوی با ایجاد حاشیه هایی از نوع جدید در کاراته شد زیرا آرین خو در مصاحبه های متعدد به صراحت اعلام کرد در انتصاب مربیان هر دو بخش مردان و بانوان، اختیار تام از سمندر داشته که در این گذر وظیفه رئیس فدراسیون تنها صدور ابلاغ برای نفرات معرفی شده از سوی آرین خو بود و کوچکترین سهمی برای نظرات اعضای کمیته فنی و نایب رئیس بخش بانوان قائل نشد.

مصاحبه های زنجیره ای آرین خو در تاکید به داشتن اختیار مطلق در هر دو بخش آقایان و بانوان از یک طرف و چالش های اساسی به وجود آمده بین وی و شاه محمدی نایب رئیس بانوان کاراته که در اصل حافظ منافع بانوان کاراته محسوب می شود از طرف دیگر، به مثابه کبریتی روشن در انبار باروت بود که جالبتر از همه، اظهار نظرهای کلی و بینابین رئیس فدراسیون در چنین کشاکشی بود!

بد نیست اشاره ای هم به این موضوع داشته باشیم که کارنامه آشوری به عنوان مدیر تیم های ملی، کارنامه ای بدون عیب و نقص نبود، اما در مجموع برخورداری از سیاست اعتدال و تعامل با جناح های  مختلف کاراته از دبیر با سابقه فدراسیون، چهره ای مقبول ترسیم کرده و حاشیه های کار را به حداقل رسانده بوده است.

به هر حال، حضور آرین خو مصادف با انجام تغییرات اساسی در ساختار فنی و مربیگری تیم های ملی بود تا بار دیگر خاطرات سالهای 1999 و 2009 نزد اهالی کاراته زنده شود. آرین خو در بدو کار با دعوت از علیرضا سلیمانی مربی مورد علاقه خود به عنوان سرمربی جدید تیم ملی بزرگسالان ثابت کرد بار دیگر به دنبال تکرار روند دو دوره قبلی مسئولیت خود است و البته در بخش بانوان با دعوت از زیبا سلیمانی به عنوان سرمربی کاراته بانوان، انتصابی بسیار بحث برانگیز و پر حرف و حدیث انجام داد.

این انصاب باعث شد برخی از مربیان با سابقه تیم ملی به بهانه های مختلف از همکاری با وی طفره رفته و عطای کار را به لقای آن ببخشند. اعتقاد بر این بود که زیبا سلیمانی حداقل در یک دهه اخیر و حتی سالیان قبل تر از آن، کجای کاراته بوده و چه فعالیتی در زمینه آموزش و قهرمان پروری و معرفی شاگرد به تیم ملی داشته است؟ شنیده ها حاکی از این است که سلیمانی سالهاست به عنوان یک مربی ایروبیک!! فعالیت داشته که نوع نگاه و کیفیت برنامه ریزی وی در تمرینات تیم ملی کاراته بانوان، مهر تاییدی بر این موضوع بوده است.

سایر مربیان کاراته بخش بانوان نیز عمدتا فاقد سابقه فنی لازم در بحث قهرمان پروری و طی کردن مدارج منطقی در رسیدن به مربیگری تیم ملی که عالیترین سطح فنی یک مربی محسوب می شود، بوده اند و یا حداقل ما بی اطلاع هستیم که خوشحال خواهیم شد آرین خو، علاقمندان کاراته را از سوابق فنی آنها مطلع سازد.

در چنین شرایطی که نوع رفتارهای آرین خو که تنها برای تصمیمات خود در تیم ملی سهم قائل است و حتی سلیمانی مربی مورد تایید و علاقه وی نیز در چندین مصاحبه عنوان کرده هر نوع فعالیت خود در تیم ملی را با هماهنگی مطلق و مجوز وی انجام می دهد و البته آرین خو را تختی کاراته می داند، یکی از خبرگزاری ها با انتشار خبری بر شنیده ها مهر تایید زد و از حقوق ۵ میلیون و ششصد هزار تومانی مدیر تیم‌های ملی یا به تعبیر سرمربی محترم، تختی کاراته، خبر داد! که علیرضا احسانی، پیشکسوت و عضو کمیته فنی فدراسیون کاراته در این رابطه عنوان کرد: “اگر اینگونه هم باشد، نظر من این است که این مبلغ نه تنها کم بلکه فراتر از کم است”!

احسانی همچنین در مورد لقب تختی که سرمربی تیم ملی به مدیر تیم‌های ملی کاراته داده است نیز به این خبرگزاری گفت: “الان زمان مناسبی نیست که در این مورد حرف بزنم، اما به هر ترتیب این حرف‌ها نه تنها کسی را بزرگ نمی‌کند بلکه باعث کوچک شدن افراد نیز می‌شود. عملکرد افراد است که باعث می‌شود مردم در جامعه به آنها لقب بدهند. به همین دلیل این جامعه است که این اسم‌ها را می‌سازد و در این صورت است که القاب ماندگار هم می‌شوند. من احساس می‌کنم این مسائل، کوچک کردن شخصیت افراد است”.

سوال این است که آیا به واقع نوع رفتار و تفکر آرین خو، با جهان پهلوان تختی قابل مقایسه بوده و مثلا تختی نیز در زمان خود به این شکل رفتار و حقوق دریافت می کرده است؟ آیا امروز در عصر ارتباطات که کوچکترین مسائل و رفتارهای افراد مسئول، زیر ذره بین نقد رسانه ها قرار دارد، می توان امثال تختی به عنوان بزرگان ورزش این مملکت را که الگوی رفتاری و اخلاقی میلیونها جوان ایرانی هستند را به راحتی به حراج گذاشت و برای آنها معادل تراشی کرد؟

در حالی که شرایط بغرنج و اوضاع نامناسب مالی در ورزش کشور باعث شده بسیاری از فدراسیون ها حتی در پرداخت حقوق عادی کارمندان خود تحت فشار بوده و بسیاری از اعزام های رسمی فدراسیون ها به دلیل همین مشکلات مالی انجام نمی شود، سلیمانی به عنوان سرمربی تیم ملی و یک مربی سرد و گرم چشیده، موافقت با تصمیم عدم اعزام تیم ملی به مسابقات آذربایجان که تمامی هزینه های آن از سوی میزبان تقبل شده بود و یک فرصت عالی برای کاراته ایران محسوب می شد را مساوی با مردانگی آرین خو! دانسته و در مورد مقدار دستمزدهایی که به مربیان تیم‌های ملی داده می‌شود نیز تاکید می کند: “مطمئن باشید اگر برای پول کار می‌کردیم، هیچ کدام از مربیان قبول نمی‌کردند که با این دستمزدها کار کنند. اصلا میزان قراردادها قابل اشاره نیست و همان طور که اشاره کردم هیچ‌کدام از ما برای پول به تیم ملی نیامدیم”!!

نظرها:

شما هم در گفتگو شرکت کنید:

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

وقتی هالک فوتوشاپی به اعتبار ملی ضربه می‌زند/ تراژدی سلبریتی اینستاگرامی و فریب خودخواسته فالوئرها
وقتی هالک فوتوشاپی به اعتبار ملی ضربه می‌زند/ تراژدی سلبریتی اینستاگرامی و فریب خودخواسته فالوئرها
اعتبار بخشیدن به شخصیت‌ها و موقعیت‌های فیک در فضای مجازی، گاه به قیمت بردن آبروی یک کشور تمام می‌شود. مثل ماجرای دروغین «هالک ایرانی» که در نتیجه چند سال قهرمان‌سازی مجازی و ایجاد کاسبی پرسود در صنعت بلاگری، خیلی گران تمام شد.